ناصر الدين شاه قاجار
172
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
اديب الملك و ميرزا ابو ترانجان كه ديشب اينجا منزل كرده بودند عرض ميكردند چشمه دارد كه آبش بسردى يخ است از تپّه پائين آمده آمديم دوباره بكالسكه نشسته رانديم ابتداى راه كوهها نزديك بجادّه بود بعد كمكم دور شد و جلگهء فراهان نمايان شد جلگهء وسيع آباد خوبى است دو ساعتى كه راه آمديم رسيديم به ساروق باغات زيادى دارد اعتماد الحضرة را فرموديم برود دست چپ توى باغات آفتابگردان بزند رفتيم توى باغات بنهار افتاديم دور نهرها را درخت تبريزى كاشتهاند امّا وسط باغ درخت نداشت علف و سبزهء داشت گويا اشجار تبريزى زيادى كه دور باغ و كنار نهرها كاشتهاند براى اين است كه تيرهايش را بدهات و آباديهاى اطراف مىبرند و روى اطاقها و عمارات ميريزند خلاصه تا سه ساعت بغروب مانده اينجا بوديم و در ساعت سه سوار شده آمديم از ده ساروق گذشتيم اين ده مال اولاد مرحوم قايم مقام است و چون در سر راه زوّار عتبات واقع است خيلى مرغوب و آباد است از آنجا گذشته آمديم رسيديم به كزكان كه ده بسيار معتبرى است و قدرى از آن هم مال مستوفى الممالك است اين ده اسمش كركان است دخلى بگركان معروف ندارد ده فارسى جان هم باينجا نزديك بود ده آباد خوبى است از كركان گذشته بكالسكه نشسته رانديم از قراريكه ميگويند چند سالى است از باغات و خانهاى قريه ساروق آب زايش مىكند و باينواسطه